آیا شیطان به دست حضرت مهدی علیه السلام کشته خواهد شد؟

درباره اینکه مرگ ابلیس، سرکرده شیاطین، چگونه و چه وقت خواهد بود و اینکه آیا کسى او را مى کشد یا خودش مى میرد، نظرات گوناگونی وجود دارد از جمله اینکه به دست مبارک حضرت مهدی علیه السلام به هلاکت می رسد. در این نوشتار به بررسی این موضوع می پردازیم.

شیطان

پایان مهلت شیطان چه وقت است

در قرآن كریم آمده است وقتی شیطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پیشگاه الهی رانده شد به خداوند عرض کرد: پروردگارا! تا روزى که انسان ها برانگیخته مى شوند به مهلت بده. خداوند فرمود: «فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * إِلىَ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛ تو از مهلت یافتگانى، تا زمانى معین و معلوم » (سوره ص، آیات 79-81) امّا "در اینکه منظور از «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم»، چه روزى است، مفسران احتمالات متعددى داده اند:
بعضى گفته اند منظور پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف است، چرا که بعد از آن، طبق ظاهر آیات قرآن، همه جهانیان از بین میروند و تنها ذات پاک خداوند باقى مى ماند، بنابر این تنها به مقدارى از درخواست ابلیس موافقت شد.
بعضى دیگر احتمال داده اند که منظور از وقت معلوم زمان معینى است که تنها خدا مى داند، و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، چرا که اگر آنوقت را آشکار مى ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشى بیشتر شده بود.

ادامه نوشته

از انقلاب سرخ حسینی تا انقلاب جهانی مهدوی

قیام امام حسین علیه السلام و قیام امام مهدی علیه السلام، به عنوان مهمترین و تاثیر گذارترین مبارزه در تاریخ و زندگی بشریت میان حق و باطل، از همه پررنگ ترند. یکی اتفاق افتاده و دیگری در شرف تحقق است و ظهور حضرت مهدی علیه السلام مقدمه این مبارزه سرنوشت ساز خواهد بود.

ظهور موعود

 در طول تاریخ بشریت، همیشه دو جبهه حق و باطل در مقابل هم بوده اند و ظالمان و ستمگران و مستکبران در برابر اولیا و انبیای الهی قد علم کرده اند و این، به خاطر عدم سکوت حق در مقابل باطل بوده است. رسولانی الهی مانند ابراهیم، موسی و پیامبر اکرم علی نبینا و آله و علیهم السلام در برابر ظالمانی مانند نمرود، فرعون، ابوجهل و ابوسفیان مبارزه کرده اند و مبارزه همچنان ادامه دارد.

ادامه نوشته

قومی که در «اگر» و «ای کاشِ» خود ماندند!

وقتی فرزند امام حسین علیه السلام در وسط میدان مبارزه است و «هل من ناصرٍ ینصر نی؟» ندا می دهد، اگر ما ندای او را نشنیده بگیریم و از حوادث زمانه ی خویش غافل بمانیم و موقعیت زمان و دشمنان را نسبت به خویش تشخیص ندهیم، و هنوز در فضای «اگر» و «ای کاش» خود باشیم، به امام شهید شده ی خویش فایده ای نرسانده ایم و امام زمان زنده ی خود را بی یاور رها کرده ایم.

یا مهدی

 انسان ها معمولاً بیشتر نگاه به گذشته دارند. آنان معمولاً دو کلمه ی «اگر» و «ای کاش» را زیاد بکار می برند. اگر می خواهید ببینید فلان شخص چقدر غرق در گذشته است، در فرهنگ گفتارش این دو کلیدواژه را جستجو کنید. معمولاً چند برابر واژه های گفتاریِ هر فرد، رشته های افکار اوست که به صورت واژه تلفظ نمی شوند و فقط به صورت فکر در ضمیر خودآگاه باقی می مانند. همچنین انبوهی از معانی این کلیدواژه که بطور کامل شخصیت فرد را تشکیل می دهند، در ضمیر ناخودآگاه باقی می مانند و هرگز به ضمیر خودآگاه و به صورت افکار یا گفتار جلوه نمی کنند.

بنابراین انسان ها (در مورد هر چیزی) بیش از آن چه می گویند، در ضمیر خودآگاه خود در مورد آن فکر می کنند و بیش از آن چه که فکر می کنند، هستند (در ضمیر ناخودآگاه).
مقصود از این نوشتار، آگاهی از حوادث زمان و هشدار دادن به بعضی از دیندارانی است که ممکن است در «گذشته» و «ای کاش» بمانند و در حسرت یاری امامِ قبلی خود، از یاریِ امام حاضر خویش، غافل و محروم گردند.

ادامه نوشته

چطور امامی مهربان، انتقام می گیرد؟

هرگاه صفات امام زمان علیه السّلام را بررسی کنیم چیزی جز مهربانی و عطوفت نمی بینیم امامی که مهربان تر از پدر و مادر توصیف شده است، اما یکی از القاب ایشان "منتقم" است. حال در این نوشتار به بررسی چرایی انتقام گرفتن حضرت می پردازیم.

محرم ، امام حسین

آرامش بشر در سایه عدل مهد

هدف امام زمان علیه السّلام از ظهور و قیام، برپایی عدالت جهانی و حاکمیت قرآن و اسلام در جهان است، تا در پرتو قرآن بشر به آرامش کامل رسیده و به راحتی نردبان ترقی و کمال را طی کند، اما از ابتدای تاریخ ما شاهد زورگویی و ظلم و ستم طاغوت ها بوده ایم و همیشه عده ای هستند که به هیچ وجه حاضر به پذیرش حق و عدالت نیستند و حاضرند تمام انسانها را قربانی امیال نفسانی خود کنند، مانند اسرائیل در این زمان که هیچ منطق و قانونی را نمی پذیرد و منطقش فقط کشتار است، حال امام مهربانی ها که برای هدایت بشر و آرامش و عدالت جهانی قیام می کند چاره ای جز مبارزه و جنگ با این ستمگران دارد؟ 

ادامه نوشته

ویژگی‌های زمینه سازان ظهور حضرت ولی عصر(عج)


یار

تصور ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف), در ردیف تصور وقوع قیامت می باشد؛ و چنانچه اعتقاد به پاداش عمل, یک نگهبان داخلی برای امر به کار نیکو و نهی از هر کار بد است؛ همچنین اعتقاد به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نگهبان دیگری است, برای حفاظت حیات درونی پیروان واقع‌بین اسلام گماشته است.[1]

انقلاب جهانی حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) بسان دیگر تحولات بزرگ, هرگز بدون مقدمه و زمینه سازی رخ نخواهد داد؛ بلکه در آستانه ظهور, لازم است افرادی و یا گروه هایی شکل گرفته, زمینه را برای ظهور آن حضرت فراهم آورند. این افراد به طور عمده حق پویانی هستند که از حاکمیت جور به تنگ آمده؛ لذا زمینه را برای حرکت جهانی حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) آماده می کنند. [2]

در روایات اسلامی, سخن از گروهی زبده است که به محض ظهور امام (عجل الله فرجه الشریف) به آن حضرت می پیوندند. آشکار است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند و به قول معروف از پای بوته هیزم سبز نمی شوند؛ بلکه معلوم می شود در عین اشاعه و رواج ستم و فساد, زمینه هایی عالی وجود دارد که چنین گروه زبده را پرورش می دهد. این خود می رساند که نه فقط حق و حقیقت به صفر نرسیده است؛ بلکه بر فرض اگر اهل حق از نگاه کمیت قابل توجه نباشد, از نگاه کیفیت ارزنده ترین اهل ایمان اند و در ردیف یاران سیدالشهدا علیه السلام. [3]

زمینه سازان ظهور و یاران امام مهدی (عجل الله فرجه الشریف), از جمله کسانی هستند که خداوند را آن گونه که شایسته است می شناسند. حضرت علی علیه السلام این شناخت والای خداوند را در ایشان این گونه وصف فرموده است: «مردانی مومن که خدا را چنان که شایسته است شناخته اند و آنان, یاران مهدی در آخرالزمانند».[4]  

ادامه نوشته

با یکی از علائم ظهور آشنا شوید!!


سفیانی

امام زین العابدین(علیه‌السلام) فرمودند: خروج سفیانى از مسائل حتمى و مسلم است، و در برابر هر قیام کننده‌اى یک سفیانى وجود دارد.


از مباحث مهدویت دو موضوع را انتخاب کردیم که در این مقاله به بررسی آن می پردازیم:

فواید علایم ظهور چیست؟

در رابطه با اینکه ظهور علایم یاد شده، چه فایده هایى دارد، مى توان در سه فایده خلاصه کرد:

اول اینکه: این علامات مى توانند جنبه تشریفاتى داشته باشند که خداى متعال به وسیله اینها تجلیلى از مقام آن حضرت نماید، چنانکه از تولد خاتم الانبیاء (صلى الله علیه وآله وسلم) به علاماتى تجلیل نمود. پس ظهور این علامات، بر عظمت آن حضرت و اهمیت مقاصد و منویات او دلالت دارد.

دوم اینکه: اعلام خطر و جنگ به دشمنان است، یعنى به وسیله این امور، دشمنان آن حضرت را قبل از شروع به جنگ، تهدید و ارعاب مى کند، و شاید همین امور هم از اسباب رعب و وحشتى باشد که در احادیث وارده شده که آن حضرت به وسیله رعب و وحشت نصرت و یارى مى شود و به هر سمتى حرکت کند، به اندازه دو ماه راه پیشاپیش او رعب حرکت مى کند.

سوم اینکه: مژده و بشارت به منتظرین و طالبان وصال است، تا هم تسکین خاطر پیدا نمایند و هم آماده خدمتگزارى شوند، ترسى که از دشمنان داشتند از خود زایل، و قوت قلبى حاصل کنند. 

ادامه نوشته

شفای شیخ حر با دعای امام عصر علیه السلام


دعا

اگر در صحن عتیق (انقلاب اسلامی) حرم مطهر رضوی (علیه آلاف التحیّة و الثناء) دوری بزنی، نظرت به حجره ای جلب می شود که رفت و آمد زائران این بارگاه ملکوتی در آن قابل توجه است.

مرقد و بارگاهی با ضریح نقره ای در آن حجره وجود دارد که متعلق است به یکی از ستارگان درخشان آسمان علم و فقاهت.

عالمان علم اخلاق زیارت او را بر زیارت امام رۆوف (علیه السلام) مقدم می شمرده و شاگردان خویش را نیز به این عمل امر می نمودند و بدین طریق آن جناب را به درگاه سلطان عشق؛ حضرت علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) شفیع خویش می نمودند.

کمتر کسی است که در مسائل دینی ورودی هر چند مختصر داشته باشد ولی نام پر آوازه ی او را ندیده یا نشنود.

نسب او با 36 واسطه به حر بن یزید ریاحی (علیه الرحمة) می رسد.

او «محمد بن حسن عاملی» است و همگان او را با نام «شیخ حر عاملی» می شناسند.

آن جناب در سال 1033 هـ.ق در روستای «مشغره» از توابع جبع چشم به جهان گشود. صاحب اعیان الشیعه درباره این منطقه می‌نویسد:

ادامه نوشته

چقدر از امام زمان دور هستیم؟


امام زمان

شرفیابی به حضور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) در زمان غیبت کبری و دیدن ایشان جزو آرزوهای محبین و دوستداران ایشان است؛ و بسیاری از شیعیان در طول تاریخ غیبت توانسته اند به این مقصود دست یابند.

رۆیت و دیدن امام زمان(علیه السلام) هر چند توفیق بزرگی است، اما می توان از آن به عنوان مسیری یاد کرد که محبین با قرار گرفتن در آن و هدف قرار دادن این دیدار سعی در رابطه با امام خویش و کسب فیوضات از حضرت دارند.

حدیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) برای تمام شیعیان آشنا است که در جواب سوال جابر بن عبدالله که پرسید: «یا رسول اللَّه شیعیان او در زمان غیبت از وجود او سودى می‌برند؟ فرمود: آرى به خدائى که مرا مبعوث کرده است، به راستى آنها به نور وى پرتویاب باشند و به ولایت او در زمان غیبتش سود برند مانند سود مردم از خورشید پشت‏ ابر.» ( کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی)

اما خیلی وقت ها شده است که ما در خلوت خود و یا در مراسم هایی که به مناسبت های مختلف می گیریم با خود می اندیشیم که چرا امام زمان ظهور نمی کنند، به چه علت ما از دیدار اماممان بی نصیبیم! آن حضرت در توقیعشان می فرمایند:

و چنانچه شیعیان ما - خدا به طاعت خود موفّقشان بدارد- قلباً در وفاى به عهدشان اجتماع مى‏ نمودند، نه تنها سعادت لقاى ما از ایشان به تأخیر نمى ‏افتاد، كه سعادت مشاهده ما با شتاب بدیشان مى‏ رسید و اینها همه در پرتو شناخت كامل ما و صداقت محض نسبت به ما مى‏ باشد، بنابراین هیچ چیز ما را از ایشان محبوس نمى‏ دارد جز اخبارى كه از ایشان به ما مى‏ رسد و ما را ناراحت مى‏ سازد و از ایشان انتظار نداریم، و تنها از خدا باید یارى خواست و او براى ما كافى و نیكو كارگزار و پشتیبانى است، و صلوات و سلام خداوند بر آقا و سرورمان؛ بشیر و نذیر؛ محمّد و آل پاكش باد!

ادامه نوشته

یاران حضرت مهدی(عج) از نگاه روایات


کرامات امام زمان (عج) در جبهه‌ها

طبق روایات معصومین علیهم السلام شمار یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) سیصد و سیزده نفرند. که به نظر  می رسد حاکمان و زمامداران جهان از میان آن ها برگزیده خواهند شد. در عصر ظهور یاران خاص حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) برگزیدگان اهل زمین بوده و شایستگی های لازم برای تدبیر امور همه ی مردم جهان را دارا خواهند بود.

ایشان در اولین فرصت خود را به مولای خود رسانده, و با آن حضرت بیعت خواهند کرد. [1] احادیث فراوانی در ستایش این گروه ممتاز وارد شده و در قرآن کریم آیاتی است که تأویل به آنان شده است. که در ذیل به بیان برخی از آنان پرداخته شده است:

1- امام محمد باقر و امام صادق علیهما السلام در تأویل سخن خداوند: «وَ لَئنِ‏ْ أَخَّرْنَا عَنهُْمُ الْعَذَابَ إِلىَ أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّیَقُولُنَّ مَا یحَْبِسُهُ...» [2], فرمودند: «مراد از امت معدود, یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) است که به تعداد اهل بدر هستند».[3]

2- از امام صادق علیه السلام درباره ی سخن خدای تعالی: «... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...» [4]؛ روایت شده است: «مراد اصحاب قائم(عجل الله فرجه الشریف) است که سیصد و سیزده نفر به تعداد افراد جنگ بدر. آنان در ساعتی جمع می شوند؛ مانند ابرهایی که در پائیز جمع می گردند ».[5]

3- ابان بن تغلب می گوید: با امام محمد باقر علیه السلام در مسجد کوفه بودم, آن حضرت در حالی که دستم را گرفته بود, فرمودند: «ای ابان! سیصد و سیزده نفر به این مسجد خواهند آمد, مردم مکه می دانند که هنوز پدران و اجداد آن افراد به دنیا نیامده اند, شمشیرهایی با خود دارند که روی هر کدام, نام صاحب شمشیر و نام پدرش و حسب و نسبش نوشته شده است, آن گاه منادی ندا می دهد که: «این مهدی است که چون داوود و سلیمان قضاوت می کند, و در قضاوت کردن احتیاجی به دلیل و شاهد ندارد». [6]

4- محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: «هنگامی که قائم ما (عجل الله فرجه الشریف) قیام می کند, پشتش را به کعبه تکیه داده و سیصد و سیزده نفر گرد او جمع می شوند و اولین چیزی که می فرماید, این آیه است: «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُۆْمِنِینَ» سپس می فرماید: « أَنَا بَقِیَّةُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ» و در این هنگام گروهی متشکل از ده هزار نفر گرد او جمع می شوند و در آن هنگام قیام می کند, پس در روی زمین معبودی به جز خدا باقی نمی ماند....»[7]

ادامه نوشته

جامعه موعود شیعه!


امام زمان

آنچه از روایات شیعی به دست‌ می‌آید، این است كه جامعه آرمانی مهدوی از تصویری جامع و كامل برخوردار است. روایاتی كه سیر تاریخ بشر را نمایان می‌كند، از نقش مهم پیامبران و امامان معصوم(علیهم السلام) در این حركت پرده برمی‌دارد؛ زیرا هدایت و راهنمایی حیات مادی و معنوی بشر با آن‌ها شروع شده و مرحله تكامل و متعالی زندگی نیز با آنان خواهد بود. دولت فراگیر آنان نیز در نهایت در همین دنیا شكل خواهد گرفت و تاریخ به سمتی حركت خواهد كرد كه با حضور مستقیم و بی‌واسطه آنان در رأس اداره امور جهان، مردم از بركات و عنایات وجودی آنان برخوردار می‌گردند.

برخی از این روایات كه این سیر و حركت را به تصویر می‌كشند، چنین‌اند:

 آغاز و انجام جهان

امام باقر(علیه السلام) در حدیثی فرموده است: «ای مردم! كجا می‌روید و به كجا برده می‌شوید؟ خداوند اول شما را به دست ما هدایت نمود و آخر شما را به دست ما به انجام می‌رساند. اگر شما دولت زودگذر دارید، دولت پایدار از آن ماست. پس از دولت ما دیگر دولتی نیست؛ زیرا ما اهل عاقبت هستیم».(1)

این روایت و روایاتی از این دست، بیانگر آن است كه امامان معصوم(علیهم السلام) جایگاه محوری و مهمی در آغاز و انجام جهان دارند. فرجام حیات نیز با نابودی دولت‌های باطل و تشكیل دولت طولانی‌ مدت صالحان خواهد بود كه نجات و رستگاری انسان‌ها را به دنبال خواهد داشت. امام علی(علیه السلام) درباره پایان جهان فرموده است: «این امر به دست ما آغاز شد و به دست ما پایان می‌پذیرد. خداوند به وسیله ما انسان‌ها را در آغاز جهان رهایی بخشید و به وسیله ما در پایان جهان، عدالت گسترده می‌شود«.(2)

ادامه نوشته

شباهت امام عصر(عج) به حضرت نوح و حضرت الیاس


حضرت الیاس

زیر بنای نبوت و امامت را یک چیز تشکیل می دهد و این دو مقام مانند حلقه های زنجیر به هم متصل هستند؛ و شرایط حاکم برای متصدیان این دو اصل از اصول دین [انبیاء و امامان معصوم (علیهم السلام)] نیز در مواردی مشابه یکدیگر است.

در روایات اسلامی شباهت های زیادی برای امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) با برخی از پیامبران (علیهم السلام) آمده است که در این مقال به شباهت موجود میان امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) با حضرت نوح و حضرت الیاس (علیهما السّلام) پرداخته خواهد شد.

 الف) شباهت امام (عجل الله فرجه الشریف) به حضرت نوح (علیه السّلام) 

1- حضرت نوح (علیه السّلام) شیخ الانبیاء است. از امام صادق و امام هادی علیهما السلام روایت است که حضرت نوح (علیه السّلام) دو هزار سال عمر کرد. و حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) شیخ الاوصیاء است؛ در نیمه ی شعبان سال 255 هجری متولد شد و تاکنون زنده است. و امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «در قائم (عجل الله فرجه الشریف) روشی از نوح (علیه السّلام) است و آن طول عمر می باشد»[1] . [2]

2- نوح (علیه السّلام) زمین را با سخن خود از کافرین پاک کرد و فرمود: «پروردگارا! بر روی زمین احدی از کافران را بر جای مگذار». [3] حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافرین پاک می گرداند تا جایی که هیچ اثری از آنها باقی نمی ماند.

3- خداوند آنقدر فرج حضرت نوح علیه السلام و اصحابش را به تأخیر انداخت تا اینکه بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برگشتند؛ فرج حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه الشریف) را نیز خداوند آن قدر به تأخیر می اندازد که بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برگشتند.

4- هرکه از نوح علیه السلام تخلف جست, هلاک شد, و هرکه از حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) تخلف جوید, نیز هلاک می شود.

5- نداهای نوح علیه السلام به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز هنگام ظهور, بین رکن و مقام می ایستد و فریادی بر می اورد (انا بقیه الله) و صدای آن حضرت به انصارش می رسد در حالی که در محراب ها و بر فرش ها و رختخواب هایشان باشند. [4]

ادامه نوشته

روایتی از منزل امام عسکری در این ایام


امام عسکری

روایتی از شهادت و آغاز امامت دو امام همام

جو جامعه پر شده است از اختناق و وحشت. شیعیان از جانب حکومت وقت در مضیقه و محدودیت هستند. منزل امام حسن عسکری (علیه السلام) شش سال است که در کنترل و محاصره‌ی نیروهای خلیفه قرار گرفته است.

امام علیه السلام توسط معتمد عباسی (علیه من الرحمن ما یستحق) مسموم شده و در بستر بیماری است. طبیبان دربار به دستور خلیفه‌ی ظالم زمان، برای کنترل امام شیعیان در منزل آن حضرت اقامت دارند و از سلامت ایشان قطع امید کرده اند.

اخبار احوال امام عسکری (علیه السلام) در شهر پیچیده است. شیعیان از طرفی در اندوه وخامت حال آن حضرت و از طرف دیگر در حزن عدم دسترسی و زیارت امامشان در سوز و گدازند.

تنها راه ارتباط با امام، عثمان بن سعید (ره) صحابی خاص امام عسکری (علیه السلام) است که به صورت ویژه با حضرت در ارتباط است.

نیمه شب هشتم ربیع سال 260 ه.ق وخامت حال امام به اوج خود می‌رسد.  فرزند پنج ساله‌اش (ارواح العالمین له الفداء) را به نزد خود می‌خواند.

فرزند دور از چشم مأموران و جاسوسان نظامی خود را به بالین پدر رسانده و ایشان را در مهیا شدن برای نماز صبح مساعدت می‌فرماید.

امام عسکری (علیه السلام) نماز صبح را اقامه کند. آخرین وصیت‌های خود را به فرزندش اعلام نموده و در آغوش فرزند جان به جان آفرین تسلیم می‌فرماید.

خبر شهادت امام در سطح شهر می‌پیچد. شیعیان بدون در نظر گرفتن حضور مأموران حکومتی راهی بیت امامشان گردیده و آماده‌ اقامه‌ی نماز بر پیکر مطهر ایشان می‌شوند.

همگی منتظرند ببینند چه کسی بر پیکر مطهر حضرت اقامه‌ی نماز می کند. زیرا می‌دانند فقط معصوم می‌تواند بر معصوم نماز بخواند.

جعفر بن علی که با ترغیب خلیفه‌ی غاصب وقت و کمک اطرافیان سعی دارد خود را تنها جانشین امام معرفی کند برای نماز خواندن و اغفال شیعیان مهیا می شود.

ادامه نوشته

ویژگی‌های یاران خاصّ حضرت مهدی(عج)


یار

انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف, بزرگترین قیامی است که بشریت در تاریخ، نظاره گر آن خواهد بود, و چنین انقلاب عظیمی را باید دارای افراد شایسته و خاص یاری کنند. با اندکی تأمل در میان روایات تبیین کننده‌ی تعداد و احوال یاران حضرت مهدی علیه السلام, این امر که تعداد یاران خاصّ حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف), سیصد و سیزده نفر است؛ به وضوح تبیین گردیده است. در میان این دسته از روایات برای این افراد ویژگی ها و خصوصیاتی ذکر گردیده که تا حدودی, حاکی از تمایز و خاص بودن این افراد می باشد. در ادامه به گوشه ای از این روایات اشاره می گردد.

1- جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «بین رکن و مقام سیصد و اندی به عدد اهل بدر با قائم(عجل الله فرجه الشریف)  بیعت خواهند کرد, در میان آنان نجیبانی از اهل مصر, و ابدالی از اهل شام, و اخیاری از اهل عراق وجود دارد, آن گاه دین را تا مقداری که خداوند بخواهد بر پا خواهند داشت.»[1]

2- امیرالمومنین علی علیه السلام در خصوص ویژگی های یاران حضرت مهدی(عجل الله فرجه الشریف) می فرماید: «یاران مهدی جوان هستند و پیر در میان آنها وجود ندارد, مگر فقط به مقدار سرمه در چشم و نمک در توشه راه, و کمترین چیز در توشه راه, نمک است».[2]

مفضل بن عمر می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: آیه ی ««... فَاسْتَبِقُواْ الْخَیرَْاتِ  أَیْنَ مَا تَكُونُواْ یَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِیعًا ...» [3] در باره ی آن عده از اصحاب امام قائم(عجل الله فرجه الشریف) که غائب هستند نازل شده است که ناگاه شب هنگام از بسترهایشان غایب می شوند و صبح در مکه هستند, بعضی از آنها در میان ابر حرکت می کنند, اسم آنها, نام پدرشان و سیما و قیافه و نسبشان شناخته می شود.» مفضل می گوید: عرض کردم : «فدایت شوم, ایمان کدام یک قویتر است؟» فرمود: «آنکه در میان ابر حرکت می کند».[4]

جابر جعفی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: «... به خدا سوگند 313 تن از مردان نزد او می آیند, که در میان آنان پنجاه زن نیز هستند....». [5]

ادامه نوشته

یاران بی بهانه!


کربلا

یاران عاشورا، بی‌بهانه‌اند. بر سر جان چانه نمی‌زنند و در هر چه امامشان می‌گوید و می‌خواهد، تردید روا نمی‌دارند. در هنگام نبرد، چونان پروانه، گرد امام(علیه السلام) می‌چرخند و جان خویش را سپرش می‌سازند. ارادت اصحاب ابا عبدلله (علیه السلام) به آن حضرت، از مرز محبت های معمولی به مراتب فراتر رفته است، به گونه ای که در مقابل آن بزرگوار خود را فراموش کرده و از جان و مال و آبروی خویش می گذرند. جلب رضایت آن بزرگوار برای ایشان از همه چیز عزیزتر است. برای خوشنودی ایشان بزرگترین ایثارها را به آسانی انجام می دهند. بر اساس روایات همین ویژگی، در جان و روح صحابه‌ی حضرت امام مهدی(علیه السلام) نیز وجود دارد. آنان آگاهانه با امام خویش همراه و هم‌گام می‌شوند و در لحظه‌های هول و خطر، عاشقانه و صادقانه به میدان می‌آیند و خندان و شكوفا، چون صحابه‌ی كربلا، از حریم دین دفاع می‌كنند [1]. این نوشتار بر آن است که متون دینی را برای یافتن بخشی از مشابهت این دو دسته یاران بررسی کند.


دلدادگی، بی بهانه بودن

در شب عاشورا امام حسین (علیه السّلام) همه اصحاب خود را جمع كرد، پس از حمد و ثناى الهى، به آنها رو كرد و چنین فرمود:

«همانا من یارانى بهتر از شما، و خاندانى بهتر و نیكوتر از خاندانم نمى‏شناسم، خداوند از ناحیه من به همه شما پاداش نیك عنایت فرماید. اكنون پرده تاریكى شب همه جا را فراگرفته است، آن را مرکب خود قرار دهید و شبانه (بدون شرم) بروید، هر یك از شما دست یكى از خانواده مرا بگیرد، و از اینجا پراكنده و دور شوید، مرا تنها با این دشمنان باقى گذارید، زیرا آنها تنها به من كار دارند. [2] »

در این موقعیت اصحاب خاص ایشان پاسخ هایی می دهندکه نشانه ی ارادت خدشه ناپذیر به مولایشان است:

مسلم بن عوسجه چنین می گوید: «آیا ما تو را این گونه رها كنیم و از اینجا برویم؟ با اینكه دشمنان گرداگرد تو را احاطه كرده‏اند، نه به خدا سوگند، خداوند هرگز مرا چنین ننگرد، من در اینجا هستم تا نیزه‏ام را در سینه دشمنان بشكنم، و تا شمشیر در دستم هست، آنها را با شمشیرم بزنم، و اگر بدون اسلحه شدم با پرتاب سنگ با آنها نبرد مى‏كنم، من از تو جدا نشوم تا در ركاب تو كشته شوم.»

ادامه نوشته

قانون‌مداری در جامعه مهدوی


قانون

استقرار و استمرار نظام توحیدی در دوران ظهور امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) جز بر پایه قانون و رعایت همگانی آن تحقق نمی‌یابد. قانون‌مداری در همه ابعاد اجتماعی عصر ظهور، اصلی‌ترین رکنی است که گسترش عدالت در همه جای زمین را تضمین می‌کند.

اقتدار دین، اقتدار قانون

دین مورد رضای خدا، دین همراه با ولایت است: «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِی مَخْمَصَةٍ غَیْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ».(1) در حقیقت دین همراه با ولایت، دین اداره‌کننده جامعه است و دین اداره‌کننده جامعه، تبیین‌کننده اساسنامه و مرامنامه حکومت است. وقتی دین خدا مستقر شد، همه شئون حکومت نیز از زاویه نگاه شریعت تبیین می‌شوند. وقتی دین ولایی، مقتدرانه در جامعه حاکم می‌شود، قانون الهی نیز با اقتدار در صحنه اجتماع پیاده می‌شود. قرآن کریم جامعه مهدوی را این‌گونه ترسیم می‌کند: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَى لَهُمْ وَلَیُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا یَعْبُدُونَنِی لَا یُشْرِكُونَ بِی شَیْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ»؛ «خدا به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد؛ همان‌گونه كه كسانى را كه پیش از آنان بودند جانشین [خود] قرار داد و آن دینى را كه برایشان پسندیده است به سودشان مستقر كند و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چیزى را با من شریك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گراید آنانند كه نافرمانند».(2)

اساس عزت و اعتبار شهروندان در جامعه‌ای که قانون در آن اقتدار یافته است،  رعایت قانون است. در چنین جامعه‌ای، آنان که بعدی‌گران به حقوق دیگران و تجاوز‌کنندگان از حدود قانون هستند، ذلیل و بی‌حرمتند. وقتی جامعه توحیدی امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شکل می‌گیرد، اراده و خواست خدا، تعیین‌کننده مسیر انسان‌ها خواهد بود؛ خدایی که تجاوزگران را دوست نمی‌دارد.(3) در این جامعه، امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان رهبر جامعه، موظف به برخورد قاطع با قانون‌شکنان است، به‌گونه‌ای که شرکت آنان را در هم شکند و ذلت و خواری را نصیب‌شان سازد: «أینَ قَاصِمُ شَوکَةِ المُعتَدینَ؟؛ کجاست آن حاکم قدرتمندی که شوکت و عزت تجاوزگران و قانون‌شکنان را در هم می‌شکند».(4)

ادامه نوشته

خدایا! با این شرایط چرا غیبت؟!


آخرالزمان

گاهی اوقات برای همگان ما این سوال پیش آمده است که با این اوضاع نابسامان و حیران انسان ها چرا خداوند راضی به غیبت حضرت ولی‌عصر هستند و چرا مقدمات ظهور آن حضرت را مهیا نمی کنند. و بعضی مواقع پیش می آید که انسان از این وضعیت خسته و غمگین می شود و احساس می کند تا حضور جسمانی حضرت درک نشود نمی توان در مشکلات به ایشان مراجعه کرد. با هم خواننده این چند سطر باشیم شاید این احساس و فکر از ذهنمان پاک شود و طور دیگری به این قضیه نگاه کنیم.

باید توجّه کرد که غیبت امام زمان(علیه السلام) به این معنی نیست که او در جهان دیگری جز این جهان زندگی می کند و یا وجود جسمانی او به وجود ناپیدایی تبدیل گردیده است، بلکه معنی غیبت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) این است که او در میان مردم زندگی می کند و از یک زندگی طبیعی برخوردار است.

دیگر این که طبق روایات رسیده از معصومین(علیهم السلام)، امام زمان(علیه السلام) دارای اطرافیانی می باشند که همراه حضرت بوده و به ایشان در امور مختلف کمک می کنند، اینان مومنین خالص و بزرگوارانی هستند که همیشه در معیت حضرت می باشند و با وفات یکی از آنها شخص دیگری جایگزین او می گردد، وقتی افرادی به حضرت متوسل می شوند، همین افراد در ناحیه مقدّسه هستند که از طرف امام زمان(علیه السلام) به کمک ایشان می شتابند و چون مردم آگاهی ندارند گمان می کنند که شخص حضرت را زیارت نموده اند.

بنابراین حضرت را به گونه های مختلفی تعریف می کنند و حال آن که حضرت بر یک شکل و شمایل هستند. و برای آن حضرت، نظیر بقیه امامان معصوم(علیهم السلام) قدرت فوق العاده است و می توانند از هر راهی که صلاح بدانند به افراد کمک کنند. ممکن است برای فرد در راه مانده ای کمک فرستاده و او را به مقصد برسانند و یا فردی را که دارای فرزند نیست بدن او را آماده کرده و از او رفع نقص کند و بیماری که صعب العلاج است و یا جواب ردّ شنیده، علاج نمایند.

این نوع کمک ها در اصطلاح امروز به امدادهای غیبی معروف است. اصولا باید دانست این امور برای امامان معصوم(علیهم السلام) اموری بسیار عادی است.

کسانی که در خانه آن حضرات تربیت شده اند کارهای فوق العاده انجام می دهند تا چه رسد به وجود مقدّس امام معصوم که به اذن خداوند حاکم بر کلّ هستی است.

طبق بیان امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه خدا دو نوع حجت دارد، یکی حاضر و آشکار و دیگری غایب و ناپیدا، آنجا که می فرماید: «خدایا روی زمین هیچ گاه از حجت های تو خالی نمی ماند،حجت هایی که گاهی حاضر و آشکار و گاهی از بیم مردم پنهان هستند تا دلایل آیین الهی محو و نابود نشود» .

ادامه نوشته

لقب قائم و اسرار آن


امام زمان

یکی از مهم ترین و مشهورترین القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، «قائم» (قیام کننده و به‌پا خیزنده) است. این عنوان رسا و گویا، در بعضی از روایات مربوط به آن حضرت آمده و اشاره به قیام، مبارزه و جهاد بزرگ او و آمادگی استقامت وی دارد.

 

علّت ذکر لقب قائم برای حضرت مهدی

در روایات آمده است که از آن جهت که امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در برابر وضعیت اسفناک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده برای مردم، قیام کرده و علیه ظالمان، مفسدان و زرمداران وارد عمل خواهد شد؛ به آن حضرت قائم گفته می شود. امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «سمّی القائم لقیامه بالحق»(1): «قائم نامیده شده، به جهت اینکه قیام به حق خواهد کرد.»

از امام جواد علیه السلام نیز سۆال شد: چرا او را قائم می نامند؟ امام فرمود: «لأنّه یقوم بعد موتِ ذکرِه و ارتدادِ اکثرِ القائلین بأمامته»(2): «چون پس از آن قیام می کند که از یادها رفته است و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته اند.»

در روایاتی تصریح شده که مبداء پیدایش این لقب افتخارآفرین، مصادف با عاشورا بوده است. طبری از علمای امامیه در قرن چهارم هجری، نقل می کند که ابوحمزه ثمالی می گوید به حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم: «ای زاده ی پیامبر! مگر همه شما قائم به حق نیستید و حق را بر پا نمی دارید، پس چرا تنها ولی عصر را قائم می خوانند؟» فرمود: «چون جدم حسین (علیه السلام) کشته شد، فرشتگان صدا را به گریه و ناله بلند نموده عرض کردند: «بار خدایا از کسانی که برگزیده ی تو و فرزند برگزیده ی تو، ارزشمندترین و بهترین خلق تو را کشتند در می گذری؟!» خداوند، به آنان وحی فرستاد: «ای فرشتگان من آرام بگیرید سوگند به عزت و جلال خودم که قطعاً از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدتی باشد.» آنگاه پرده از جلوی دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را یکی پس از دیگری به آنان نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: «با این قائم (شخص ایستاده) از قاتلان حسین (علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.»(3)

ادامه نوشته