دنیا جای خوشبختی نیست

كسانیكه صاحب فكرند،این‏عبارت را كمتر بكار میبرند (خوشبختان و بدبختان). در این عالم كه مسلما دهلیز عالم دیگریست، خوشبخت وجود ندارد. تقسیم واقعى بشر از این قرار است. «روشنان و تاریكان‏» كاستن از تعداد تاریكان و افزودن بر تعداد روشنان هدف‏اصلى است. از این جهت است كه فریاد كنان میگوئیم: تعلیم، دانش، خواندن‏ را آموختن روشن كردن آتش است. از هجى كردن هر هجا شراره‏اى بیرون‏ میجهد، در واقع كسی كه میگوید: روشنائى واجب نمی آید كه بگوید: شادمانى.آدمى در روشنائى رنج میبرد،افراط در آن مى‏سوزاند،شعله دشمن بال وپر است. انسانی که به علم و معرفت آغشته باشد در فراق یار حقیقی خویش دائم در حال سوختن است و آرام و قرارد در هجران برایش معنا ندارد از این رو لذایذ این دنیا نیز به کامش لذت بخش نیست به همین سبب او نیز در این دنیا خوشبخت نیست و زمانی به خوشبختی می رسد که لقاء الهی حاصل گردد.

هنگامی که از خوش بختی سخن به میان می آید مقصود از آن است که انسان با چیز ناملایم و ناخوشایندی برخورد ندارد. با این نوع نگاه به این مقوله باید گفت خوشبختی در این دنیا غیر قابل دستیابی است چرا که این عالم با رنج و غصه آکنده است

بله شادی این دنیا سرابی بیش نیست و از آن نمی توان کام تشنه ای را سیراب نمود، از این روست که حضرت علی علیه السلام فراوان در نهج البلاغه شادی این دنیا را فریبنده معرفی کرده و می فرمایند: اى مردم! به دنیا چونان زاهدان روى گردان از آن، بنگرید. به خدا سوگند، دنیا به زودى ساكنان خود را از میان مى‏برد و رفاه زدگان ایمن را به درد مى‏آورد آنچه از دست رفت و پشت كرد هیچ گاه بر نمى‏گردد ، و آینده به روشنى معلوم نیست تا در انتظارش باشند شادى و سرور دنیا با غم و اندوه آمیخته، و توانایى انسان به ضعف و سستى مى‏گراید. زیبایى‏ها و شگفتى‏هاى دنیا شما را مغرور نسازد زیرا زمان كوتاهى دوام ندارد.

خدا بیامرزد كسى را كه بدرستى فكر كند، و پند گیرد و آگاهى یابد، و بینا شود. (نهج البلاغه، خطبه 103)

آنان كه مى‏خواستند با شادى، غم‏ها را از دل بیرون كنند، و به هنگام مصیبت با سرگرمى‏ها، صفاى عیش خود را برهم نزنند، دنیا به آنها و آنها به دنیا مى‏خندیدند، و در سایه خوشگذرانى غفلت زا، بى خبر بودند كه روزگار با خارهاى مصیبت زا آنها را در هم كوبید. (خطبه 221)

زندگی

تعریف خوشبختی

هنگامی که از خوش بختی سخن به میان می آید مقصود از آن است که انسان با چیز ناملایم و ناخوشایندی برخورد ندارد. با این نوع نگاه به این مقوله باید گفت خوشبختی در این دنیا غیر قابل دستیابی است چرا که این عالم با رنج و غصه آکنده است و همین امر خوشی و شادمانی آن را تحت تأثیر قرار می دهد. و این در حالی است که وجود این رنج ها و نقمات بی حکمت نیست. و حکمت آن بنا به فرموده علامه جعفری چنین است:

خداوند، سپاس بی حد و كران، حكمت‏ بالغه ترا است، كه خوف و گرسنگى و بیمارى‏ها و اضطرابات و وحشت از اختلال حیات و محصول‏اندیشه‏ها و كارهاى عضوى را مانند ترمزهائى بر ماشین خطرناك وجود انسان‏قرار دادى كه اگر آن ترمز وجود نداشت، این ماشین خطرناك و نیرومندتر از همه‏ نیروهاى طبیعت نه تنها همه افراد نوع خود را زیر چرخ هاى خود متلاشى‏مى‏ساخت، بلكه هواى زیر گرفتن كازارها و كهكشان ها هم به سرش میزد و كائنات عالم طبیعت را آنچنان اسباب بازى تلقى میكرد كه كودكان خردسال‏عروسك و توپ را. با اینكه این انسان یك امان نامه مطلق از حوادث و رویدادهاى نیرومندتر از خود در دست ندارد،میگوید: «ای كاش همه انسانها یك گردن داشتند و من آنرا به یكبار قطع میكردم.» (نرون). آن دیگرى براى‏استنشاق و تنفس از هوا مالیات وضع میكند.(آناستاس) اگر امان نامه داشت‏چه میخواست و چه میكرد!

خوشبختی زمانی جلوه واقعی خود را می یابد که متناسب با سرای ماندگار باشد بنا به فرموده امیر المومنین علی علیه السلام، اى بندگان خدا! از خدا بپرهیزید. و با اعمال نیكو به استقبال أجل بروید، با چیزهاى فانى شدنى دنیا نچه كه جاویدان مى‏ماند خریدارى كنید زندگى كه شب و روز ن را به پیش مى‏راند به زودى پایان خواهد گرفت. مسافرى كه سعادت یا شقاوت همراه مى‏برد باید بهترین توشه را با خود بردارد. از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید كه فرداى رستاخیز نگهبانتان باشد (خطبه 64) پس خوشبختی را نه در اینجا بلکه در سرای جاودان جستجو کنید

على (علیه السلام) میفرماید:

فبینما هو یضحك الى الدنیا و تضحك الدنیا الیه فى ظل عیش غفول‏اذ وطى‏ء الدهر به حسكه و نقضت الایام قواه و خالطه بث لا یعرفه... (خطبه 83)

(در آن هنگام كه این انسان با احساس امان بدنیا میخندد و دنیا هم به او لبخند میزند، غوطه‏ور در عیش و عشرت غفلت انگیز،ناگهان روزگار خار و زهرآگین خودرا در او فرو مى‏برد. [عجب،این هم بود؟! آرى،این هم در محاسبات‏پشت پرده بود و تو نمیدیدى]و گذشت روزها نیروهاى او را در هم شكست‏و حالتى از رخوت و از هم گسیختگى احساس كرد كه با آن سابقه نداشت و آنرا نمی شناخت) .

خوشبختی زمانی جلوه واقعی خود را می یابد که متناسب با سرای ماندگار باشد بنا به فرموده امیر المومنین علی علیه السلام، اى بندگان خدا! از خدا بپرهیزید. و با اعمال نیكو به استقبال أجل بروید، با چیزهاى فانى شدنى دنیا آنچه كه جاویدان مى‏ماند خریدارى كنید زندگى كه شب و روز آن را به پیش مى‏راند به زودى پایان خواهد گرفت. مسافرى كه سعادت یا شقاوت همراه مى‏برد باید بهترین توشه را با خود بردارد. از این خانه دنیا زاد و توشه بردارید كه فرداى رستاخیز نگهبانتان باشد (خطبه 64) پس خوشبختی را نه در اینجا بلکه در سرای جاودان جستجو کنید.