با تو می‌گویم:

حاتم طایی، شهره است بین ما به سخاوت دست و دل بازی و درعین حال توانگری و دارایی... اصلا سخاوتمندان نقش بسته در ذهن ما تمامشان صاحب ثروتند و مال... یعنی بسیار داده‌اند و باز هم داشته‌اند. سفره‌شان گسترده بوده، همه سر سفره‌شان نشسته‌اند و مهمانشان بوده‌اند و این سفره همواره برای نشستن همه جا داشته است. با این که ظاهرا هرچه بیشتر ببخشی، هرچه سفره‌ات گسترده تر باشد، هرچه دامنه اطعام و کمک‌هایت وسیع‌تر باشد، آنچه برای خودت می‌ماند، کمتر می‌شود اما انگار ماجرا، جور دیگری است. گویی گرفتن، در گرو دادن است. هرچه بیشتر ببخشی، هرچه بیشتر بدهی، بیشتر و فراوان‌تر دریافت می‌کنی. رابطه غریبی میان سخاوت و ثروت وجود دارد و عالم، عالم روابط ساده و زنجیروار و قوانین مهمی است که فهمیدنش، اوضاعمان را بهتر می‌کند.

انفاق

یکی از مهم‌ترین قوانینی که خداوند در هستی، قرارداده است و خوشبختانه استثنا ندارد و به نرخ دلار و رکود بازار و وضعیت نابسامان اقتصادی و صندوق بین المللی پول کار ندارد، قانون بخشش و بارش است. قانونی که خدا در کتابش از آن سخن گفته است. قانونی که می‌گوید : هر چه بیشتر اما بی منت و خالص، ببخشی، بیشتر دریافت می‌کنی. این دریافت بیشتر تمامش مربوط به قیامت و نامه عمل پربار به خاطر بخشش در دنیا نیست. بلکه این قانون، در همین دنیا هم به طرز باورنکردنی جواب می‌دهد. یعنی در ازای هدیه یک لبخند به یک پدر، کمک فکری یا حمایت عاطفی از خواهر و برادر، بخشش پول به یک نیازمند، لبخند و کمک‌های فکری و عاطفی و پول فراوانی دریافت می‌کنیم. تا پیش از این، از مادرم زیاد شنیده بودم که با هر دست بدهیم، با همان دست می‌گیریم. یعنی عالم، عالم عمل و عکس العمل است. اما این آیه خبر از فراوانی می‌دهد. از بازگشت چندین برابر آنچه در راه خدا داده‌ایم...با اینکه کسی که در راه خدا می‌بخشد و می‌دهد، در اندیشه بازگشت داده‌هایش نیست اما خدا در کتابش می‌گوید که آنچه در راهش داده‌اند، گم نمی‌شود. کم و فراموش نمی‌شود، که افزون می‌شود و چند برابر به خود بخشنده، باز می‌گردد.