حال پس از گذشت مدتی از فلج کامل سیاسی در سرزمین های اشغالی، شاهد  قیام و انتفاضه ی سوم هستیم که این بار به بخش های دیگری از فلسطین نیز کشیده شده است. امروز جهان عرب و ارتش هایش که روزی از قدرتمند ترین ارتش های منطقه بوده اند گاهی مانند سوریه و عراق به دفاع از سرزمین تحت سیطره ی تروریسم مشغول اند . سوریه همواره مدافع فلسطین و یار همیشگی مقاومت بوده اما امریکا در راستای پروژه خاورمیانه جدید تروریست های داعش را با هدف کسب امنیت بیشتر برای رژیم صهیونیستی به میدان فرستاده اند. یا در برخی دیگر از کشورهای عربی مانند عربستان و امارات به کشتار وقتل مردمان کشور عربی دیگرمشغول اند! بنابراین فلسطینی ها نباید انتظار تغییر از بیرون سرزمین شان داشته باشند و باید به نیروی خود تکیه کرده و دست به اقدام عملی بزنند.

 دو انتفاضه ی پیشین در سال های 1987 و 2000 روی داد. هر دو انتفاضه به دست رژیم صهیونیستی به شکلی خشونت بار پاسخ داده شد؛ به طوری که در انتفاضه ی اول اسحاق رابین اعلام کرد که" دست ها و پاهای فلسطینیان را خرد می کنیم"

عربستان و هم پیمانانش_ امارات و قطر _ با حمله به یمن بازهم در راستای تأمین امنیت رژیم صهیونیستی در جبهه ی مقابل مقاومت گام بر می دارند. چنین شرایطی این فرصت را برای اسرائیل فراهم کرده  که به جنایت ها و اشغالگری های خود افزوده و به  طور علنی به مسجد الاقصی دست اندازی کند. 
وجه دیگر انتفاضه ی سوم، حضور نسل سوم فلسطینی ها در تظاهرات است. انتفاضه ی اول به دست نسل اول آغاز شد. انتفاضه ی دوم را نسل دوم ادامه دادند، انها هرگز دست از مبارزه بر نداشتند؛ امروز هم نسل سوم به میدان آمده اند و همان راه را ادامه می دهند. آنها ممکن است از مبارزه خسته شوند اما هرگز نمی میرند و باز هم برای آزادی سرزمین شان تلاش می کنند. 
برخی تحلیل گران سیاسی که سابقه ی دو انتفاضه ی اول و دوم و شرایط شکل گیری آنها را بررسی کرده اند؛ این درگیری ها را تعبیر به انتفاضه ی سوم یا انقلاب چاقوها می کنند. انتفاضه ی سوم به لحاظ حجم شرکت کنندگان بسیار بیشتر از گذشته بوده و سرزمین هایی که قبلاً اهتمام کمتری در انتفاضه ی اول و دوم داشته اند _ مانند سرزمین های 1948_ امروز بیدار شده اند و در انتفاضه برای آزاد سازی قدس عزیز شرکت می کند. در همین راستا اسماعیل هنیه در خطبه ی روز جمعه در غزه آغاز انتفاضه ی سوم در کرانه غربی را اعلام کرد و آن را تنها راه رهایی و آزادی دانست. 
تفاوت دیگری که میان انتفاضه ی سوم با دو انتفاضه ی  قبلی وجود دارد حضور زنانی است که مانند مردان سنگ بر می دارند و به سوی اشغالگرانی که به انواع سلاح های گاز و گلوله مجهزند؛ حتی کودکان و نوجوانان نیز در کنار بزرگسالان و جوانان شرکت دارند. این بار فلسطینی ها فقط از سنگ استفاده نمی کنند بلکه با سلاح سرد چاقو به دفاع از سرزمین شان می پردازند. 
در مقابل این موج آزادی خواهی، اشغالگران صهیونیستی به سرکوب وحشیانه ی مردم تظاهرکننده و نیز بی گناهان فلسطینی پرداخته اند؛ دستوری که به صراحت توسط بنیامین نتانیاهو اعلام شده است. این در حالی است که شهرک نشینان و اشغالگران تندرو پیش از این در موقعیت های مختلف اقدام به حمله به فلسطینی ها و حتی آتش زدن خانه های آنها با همه ی ساکنین خانه که درون آن بوده اند کرده اند. 
رسانه های غربی در رابطه با انتفاضه ی سوم بازهم همان روش های پیشین را در بر گرفته اند؛ به این معنا که که فلسطینی ها را تروریست هایی می خوانند که ارامش دروغین رژیم صهیونیستی را به کابوسی وحشتناک بدل می کنند. در زیر به برخی از این دیدگاه های ناعادلانه می پردازیم:
روزنامه ی ایندیپندنت انتفاضه ی سوم را دارای عواقب خطرناکی می داند که در منطقه رخ خواهد داد؛ به طوری که  خشونت های میان دو طرف روز به روز افزایش یافته و به تغییرات و بحران های غیر قابل پیش بینی منجر خواهد شد. بدیهی است که این روزنامه به شدت نگران رژیم صهیونیستی است.
نیویورک تایمز به افزایش خشونت در سرزمین های اشغالی اشاره می کند و در ادامه می گوید جوانان فلسطینی به قصد آشوب و تظاهرات از خانه هایشان در کرانه غربی خارج می شوند و به جای این که از نیروهای اشغالگر بترسند به آنها نزدیک شده و به هیچ عنوان فرار نمی کنند. نوع نگاه این روزنامه ی آمریکایی قصد فلسطینی ها را ایجاد آشوب می داند؛ که قطعاً نگاهی کاملاً سوگیرانه و غیر انسانی است؛ چون جوانان فلسطین در حال بیرون راندن اشغال گران از سرزمین شان هستند! 
روزنامه دی گاردین در رابطه با این حوادث این سوال را مطرح می کند که چرا جهان موج تروریسمی که سرزمین های اشغالی را در بر گرفته در نظر نمی گیرد؟ ما در مقابل این سوال می پرسیم آیا مردمی که شصت سال زیر چکمه های اشغالگران له شده اند؛ حق ندارند از سرزمین شان دفاع کنند؟؟