انتظارات کوچک و بزرگ

خیلی از مادرشوهرها وقتی پسرشان تصمیم به ازدواج می گیرد شروع به بی تابی می کنند. وابستگی به آنها اجازه نمی دهد به راحتی پسرشان را از دست بدهند و به همین دلیل درست مثل هوو به شما نگاه می کنند. به خصوص اگر مادرشوهر شما فرزند بزرگ دیگری نداشته باشد یا همسرش را از دست داده باشد این وابستگی بیشتر است. او به دنبال حامی، مونس و همدم است و با ازدواج پسرش احساس خلا شدیدی به سراغش می آید که سعی می کند در کنار نزدیک ترین افراد زندگی این خلا را پر کند.

در هر رابطه ای باید برای افراد حد و مرزی وجود داشته باشد. شاید شما و همسرتان بعضی وقت ها بخواهید تنها باشید. اگز از ابتدا این روابط را بپذیرید بعد از مدتی تغییرات آن کمی سخت می شود

بهترین کار برای بازگشت به زندگی عادی این مادرشوهر این است که خانواده به جای اینکه به خلاص شدن از دست این خانم فکر کنند، برای این فرد فعالیت های اجتماعی تازه ای پیدا کنند. به طور مثال او را در کلاس ورزشی ثبت نام کنند، باهم به پارک بروند و بطور کلی در جمع ها بیشتر حضور داشته باشند تا شبکه دوستانش فعال تر شود. حتی می توانند برای او یک سفر زیارتی با دوستان ترتیب دهند و به او کمک کنند تا به زندگی عادی برگردد. بدین ترتیب شرکت در دورهای زنانه، ارتباط با اقوام و دوستان و کمک هایی از این دست او را از حالت چسبندگی به پسرش رها می کند.

 دخالت مادرشوهر قبل از ازدواج

اگر مادرشوهرتان قبل از عروسی و هم خانه شدن تان با همسر، زیادی در کارتان سرک می کشد، باید بدانید که مدیریت نکردن شما باعث می شود این دخالت ها در آینده هم ادامه داشته باشد. برای کاهش این مشکلات بهتر است که همراه با همسرتان به تنهایی به خرید و انجام تدارکات عروسی بروید. اگر خودتان همراه با مادر یا سایر اقوام هستید نباید انتظار داشته باشید که همسرتان تنها باشد. در این صورت مادر او هم همراهی اش می آید. هر دوی شما باید به خانواده هایتان توضیح دهید که می خواهید دو نفری باهم کارها را انجام دهید. اگر در ابتدا اجازه دهید دخالت در زندگی شما وجود داشته باشد کنترل آن بعد از ازدواج سخت می شود واین موارد بستگی به رفتارهای خودتان دارد